ستارگان در آسمان 

خودمان را برای جشن دانش آموختگی ات آماده کرده بودیم.
گفتند در کاروان پیاده برای زیارت ضامن آهو بسوی مشهد روان شدی.
شنیدیم در روستای تان در سالهای دفاع مقدس تعداد کثیری خود را و جانشان را فدای اسلام و نظام مقدس جمهوری اسلامی نموده اند.
در رباط سمنگان قهرمان ، همه ترا به مهربانی و با خدا بودن می شناختند،
مریم مومنی
همیشه می گفتی برای بازدید دانشجویان را به روستای زیبای تان که غرق بوی گل زعفران است بیاورم
امروز  با همسرم و دوستم و دانشجویانم آمدم
اما انگار تو مهمان ضیافت بهشتیان بودی
و از آسمان مرا می نگریستی*
از دانه های گوهری اشک خودم و پدرت این را دانستم؛مهربان پدرت را در آغوش گرفتم،اما نتوانستم بغض فرو خورده ام را مخفی کنم.
آنطرف تر برادرت،و خاله و از همه ناباورانه تر مادرت در فراقت سوگواره ای برپا کرده بودند.
دانشجوی مهربان،پروفایل اساتیدت با عروج تو ؛تغییر یافته و حزون اندوه در آن موج می زند.
خواهرانت آمدند اما تو آرام؛آسوده در آرامستان غنوده ای
امروز آسمان زیباتر از همیشه بود،و ما برای دیده نشدن اشک های مان به آسمان می نگریستیم تا شما افتادنش به خاک را نبینی*
راستی تندیس دانش آموختگی ات را چه کسی خواهد گرفت؟
چند هفته پیش آمدی با جمع دوستان
گفتی برای خدا حافظی آمده ای
گفتی چقدر دانشگاه پاییزی شده
حالا خانواده ات دلتنگ قرآن خواندنت  هستند
یکی می گفت همیشه با وضو بودی
خبر پروازت بسوی نور 
خبر ترک عالم خاکی بسوی پروردگار
خبر بستری شدنت در بیمارستان تربت جام
خبر تشییع پیکر رهرو حضرت زینب(س)
خبر غصه های مادرت
را قاصدک با طی کیلومترها برای من آورد،...
بی تابی می کردم ،صبرم تمام شده بود
ستارگان در آسمان بودند
و تو نیز 

نوشته :حسن صادقی یونسی ۱۱/۸/۱۳۹۸
دل نوشته ؛به مناسبت درگذشت دانشجوی محترمه پیام نور فریمان

منبع : اداره فرهنگی و اجتماعی پیام نور فریمان |مرثیه ای برای دانشجوی مهربان
برچسب ها : آسمان ,دانشجوی ,بسوی ,دانش آموخت